تبلیغات اینترنتیclose
جملاتی در محدوده طنز
وبلاگی برای سرگرمی هم میهنان ودهلرانیهای عزیز---بابیش از800مطلب---
 
 

امیدوارم لحظات خوبی در این وب سایت داشته باشید .....

شروع کلام با

دوستان عزیز خواهش میکنم تو هر پستی که ازش استفاده می کنین نظر هم بدین ممنون.

مطالب دهلران درقسمت آرشیو"31تیر"است.سایرمطالب عمومی هستند

 

 یاامام رضا(ع)

«اللهم عجل لولیک الفرج»

او می آید!

او با کوله باری از صبر می آید،

او شمشیر علی را در دست می گیرد تا نامردان را سرکوب کند

و برای هدایت مردمان قرآن را می آورد،

 او مثل ستاره ای درخشان در تیره ترین شب و مثل کوه بلندی در جنگل وحشت انگیز ظاهر می شود.

 او با قرآن محمد(ص) در سینه و شمشیر علی در دست و با مهر زهرا و صبر حسن و شجاعت حسین می آید.

  سر تا پای او نبوت و ولایت است .او صفات همه پیامبران را با خود به همراه دارد.

او با ظهورش دین را بر همه جهان حکم فرما می سازد

 و قیامش مانند قیامت و از بین برنده همه گناهان،

 و نامش از بین برنده همه نامردی هاست و سرانجام اوست که کافران را به سزای اعمالشان می رساند

 و رسالت پیامبران و زحمات آنان را نتیجه می بخشد. همه مسلمانان چشم انتظارند.

 ای مهدی، پس کی می آیی؟

«اللهم عجل لولیک الفرج»

 

 



 
جملاتی در محدوده طنز
نویسنده : حمید ملکی تاریخ : 14 / 5 / 1392

4- آقوی همساده: ما رفتیم محضر ماشینو به نام خودمون کنیم

یهو نفهمیدیم چی شد اونوسط از یکی طلاق گرفتیم!
ما که اصلا زن نداشتیم...
الاتن پنج ساله دارم مهریه می دم
آقای مجری: به کی؟
آقوی همساده: نمی دونم به کی! یعنی داغونما! له لهم!

5- لازم است گاهی تلفن را برداری، شماره کسی که مدت ها با او قهر بودی را بگیری، گوشی را که برداشت فحش بدهی، مبادا یادش رفته باشه که هنوز قهرید!

6- اینطوری که داریم پیش می ریم باید تا چند وقت دیگه به دخترا گفت
مگه پسری که ابروهاتو برداشتی؟!

7- وقتی لاک پشت ها عاشق می شن تحمل درد عشق براشون خیلی راحت تره. می دونی چرا؟
چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشونمی کنه!

8- اهمیت الویه در خونه ما:
- مامان شام چی داریم؟
- الویه
- مامان صبحونه چی داریم؟
- الویه تو یخچاله
- مامان ناهار حاضره؟ گشنمه
- یکم الویه مونده هنوز!


10- اینایی که انگار از دماغ فیل افتادن
قبلا تو دماغ فیل چی کار می کردن؟

11- مکالمه چند وقت پیش منو ممانم:
مامانم: اگه خاله ت زنگ زد، گوشیو برندار
من: واسه چی؟
مامانم: آخه می خواد خبر مرگ خواهر شوهرشو بده!
من: خب چه ربطی داره؟
مامانم: آخه من هنوز در جریان نیسم، اگه منم بفهمم نمی تونم امشب بروم عروسی!

12- بیمار: من فکر می کنم پشه ام!
دکتر: من دوندون پزشکم، مطلب روانپزشک روبروی ماست
بیمار: می دونم. الان اونجا بودم
دکتر: پس چرا اومدی اینجا؟
بیمار: مهتابی تون روشن بود!

13- بعضیا که عینک آفتابی می زنند مثل هندونه قاچ نکردن. یهو عینکشونو که بر می دارن همه تصورات تو به هم می ریزن!

14- هیچ کس نه به خوشگلی عکس پروفایلش است و نه به زشتی عکس کارت ملی اش

15- بابام چند روز پیش بهم گفت واسش اکانت فیس بوک درست کنم حالا امروز ازم پرسید چی شد فیس بوک درست کردی واسم؟ منم به شوخی بهش گفتم دارم کارای اداریش رو انجام می دم!
بابام: امان از این بوروکراسی و کاغذ بازی های الکی!

16- اعتراف می کنم بچه که بودم خیلی تلاش می کردم مثه کارتوناه گریه کنم.
چشمامو محکم می بستم ولی نمی دونم چرا اشکم اینور و انور پرت نهمی شد.

17- اون یوسفی هم که برگشت به کنعان استثنا بود، تو غمتو بخور!

18- به بعضیا باید گفت کم پیدایی الحمدالله!

19- یکی از چالش های دوران کودکیم این بود که چه جوری فریبرز عرب نیا و ابوالفضل پورعرب رو از هم تفکیک کنم!

20- توجه کردین هر دبیری که می خواد با کشیدن شکل درس رو توضیح بده می گه حالا من زیاد نقاشیم خوب نیس!

21- یه نرم افزار خریدم، موقع نصب در قسمت توافق شرکت نامه مثل همیشه موافقم رو تیک زدم ودکمه بعدی next رو تند تند زدم،
پیغام داده: «کاربر گرامی حداقل زمان برای خواندن توافقنامه پنج دقیقه است، لطفا دوباره با دقت شرایط را خوانده و سپس وارد مرحله بعد شوید.»

22- به مامانم می گم برم چند روز خونه مامان بزرگ بمونم (مامان بابام)
می گه می خوای بری حمالی؟
می گم پسر می رم خونه مادر (مامان مامانم)
می گه آره اتفاقا یه خورده هم کمکش می کنی!
فک و فامیله ما داریم؟

23- یه نفر دندونش درد می کرد می ره دندونپزشکی می گه همه دندونامو بکش جز دوندون خرابم دکتره می گه چرا؟
می گه بذار مث سگ تنها بمونه!

24- فقط یکی از خودمونه که می تونه بره یه جایی مهمونی تلپ بشه، دو سه روزم اونجا بمونه، بخوره، بخوابه، بنوشه، بشکنه، بپاشه، تفریحشو بکنه، بعد وقتی که رفت خونه خودشون بگه آخیش هیچ جا مثل خونه خود آدم نمی شه!

25- یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه، شما فکر کن مثل مورچ ها رفیق باز بودن ...
یه سوژه که پیدا می کردن 800 تا از رفیقاشونو می کشوندن اونجا!

26- یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه ها بده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد م یگه این کیه اسمشو بالا برگش ننوشته؟!
خیر سرش 16 هم شده؟
هیشکی جواب نمی ده.
دو دقیقه بعد می گه: دست خطشم شبیه خودمه؟! اینکه کلید سواالاست که!

27- یه بار اینقدر تو ورق امتحانم چرت و پرت نوشتم به جرم توهین به شعور استاد به کمیته انضباطی دانشگاه معرفی شدم

 



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 203
:: برچسب‌ها: دهلران,اخبار,تصاویر,فوتبال,کشتی,خنده,حمید,ملکی,نمونه,

 
0 نظر و 0 پاسخ به جملاتی در محدوده طنز

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S



     

    .:: Powered By IRAN.SC Template By : Theme-Designer.Com ::.

     

     

     
    آخرين عناوين مطالب

    تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به دهلران مي باشد.